|
برای انانکه از واژه عشق .روزگارفقط عذابش رانصیبشان کرد
|
مرا شوق نگاهش نيست
دگر عطر كلامش نيست
شب و روزم همه دلگير
نفسها در گلو زنجير
سكوتي سرد و مرگ آور
نگاه و گرية آخر
تلاطم هاي موج آلود
دلي درياي خون آلود
كويري خشك و بي باران
و كوهي پر گل از ياران
تمام عمر من بر باد
اگر او را برم از ياد 